اکبر ز حال دوستان خود خبر داشت
محبوب قلب مفسدین امضای زر داشت
بر دوستانش می نوشت او نامه ای را
این نامه بر پیچاندن قانون اثر داشت
مردم برای مر قانون مرده بودند
ایشان برای خویش ، قانونی دگر داشت
می گفت او در شهر دارم دوستانی
با هر اشاره رانت هایی مختصر داشت
بیچاره ماهایی که عمری هست خوابیم
بیچاره جنگل ، که نگهبانش تبر داشت
هر کس که در این روستا بالانشین شد
خونی شبیه کدخدا رنگینه تر داشت
از نام شیعه جز ریا باقی نمانده ست
آن هم به پیشانی خناسی که خر داشت
در ده امید تازه ای باقی ست اما
از آن سواری که خدا را دوست ، بر داشت
با این خوارج یک نفر باید بجنگد
آن هم کسی که صولتی همچون قمر داشت
ایران سرای حقه بازان نیست قاضی
حالا که رهبر چون رئیسی هم سفر داشت
حق پرست
تقدیم به اکبر طبری دزد بزرگ قوه قضائیه
ما را در سایت جهان تیغ(حق پرست) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 137