
می ترسم از قلبم مبادا پا بگیردعشقت درون سینه ی من جا بگیرددلدار من باشی و من دلداده ی توآوازه ی این عشق دنیا را بگیردمجنون و لیلا نام ما را برده باشندزان پس جهان با عشق ما معنا بگیردتا بر زبان مردم دنیا نشستیمما را نگاه مردم دنیا بگیردآن وقت من می مانم و شوریدگی هاشوری که می ترسم تو را از ما بگیرددر جنگل خشکیده ی بعد از تو ای دوستآتش فراوان است تا در جا بگیرداین روز ها وسواس دارم بی تو ای جانمیترسم از قلبم مبادا پا بگیردحق پرستشنبه 6 مهر 1402 زابل + نوشته شده در شنبه ۶ آبان ۱۴۰۲ ساعت...
ادامه مطلب